تبليغاتX
ღ♥ღمن بودم و یه آسمون ستارهღ♥ღ

dokhtarane2

پگاه

dokhtarane2

http://dokhtarane2.blogfa.com

ღ♥ღمن بودم و یه آسمون ستارهღ♥ღ

ღ♥ღمن بودم و یه آسمون ستارهღ♥ღ - کنکوری ها نشتــــــــابید!

ღ♥ღمن بودم و یه آسمون ستارهღ♥ღ

به کی بگم دوست دارم وقتی دلم بارونیه،وقتی هوای این زمین پر از شکسته بالیه،به کی بگم تو این قفس شکسته قلب کاغذیم،گرفته اشک دو چشممو،شکسته پای بی کسیم،به کی بگم دوست دارم وقتی همه زندونین،اسیر یک جنگ بزرگ تو دیوار کاه گلین،به کی بگم.......به کی بگم.....




ای عشق من♥
I L♥ve u

بهترین لحظاتتان راباما سپری کنید:-}

ღ♥ღمن بودم و یه آسمون ستارهღ♥ღ

کنکوری ها نشتــــــــابید!

هـــــــا...سلام من دوباره اومدم..بعد از این همه مشقت...(ارواح عمم)

کلی بهم سخت گذشت تو این مدت...

کلی دلم واسه ی شیطونیایی که قبلا انجام می دادم و تو این مدت دورشونو خط قرمز کشیده بودم 

تنگیده بود♥ ♥ ♥ ♥

ولی الان تقریبا رو پام

آخه اکثر کنکوریا الان در حال سقط شدنن،نی دونم من چرا اینقـــــدر شادانم..فک کنم بیشترش سر خوشم تا شاد...من که هنوز خودم از کارای خودم سر در نیاوردم...فقط خدا می دونه من چه موجودیم...بهله البته اگه اونم بدونه

خلاصه من یکی که اصلا برای کنکور استرس نداشتم!اصلا فک کنم استرس در دامنه تغییرات بنده تعریف نشده بود...ها

اوووو...راستی می بخشیدا،هی میگم: ها...آخه چند وقته این( ها )افتاده تو دهنم!فک کنم قضیه اون جکس که میگه:

آقا جان دو،دوتا چندتا می شه؟

-یارو میگه:ها..

می گن:عزیزمن دو،دوتــــــــــا...... چــــند تا می شه؟

-می گه:هـــــــــــــــا..

(البته اگه بعضی ها به خودشون نگیرن،این بنده خدا ترک بوده)

 سر جلسه کنکور سراسری و آثارو پیامدهای بعد از آن:

هشدار(که شما این مرض مهلکو نگیردید!)تیک کنکوری:سر کنکور من اینقـــدر در،درس ریاضی سوالات عجیب غریب دیدم که هی با خودم می گفتم:ها...

هـــــــا.....!(خدا پدر مادر طراحان محترم این درس و بیامرزه)

و از اینجا بود که این مرض افتاد در جان من.....

 

ولی در کل،دروس عمومیش آسون بود...خداییش بهونه نیارید..واقعا آسون بود آخه..!ولی منه گاگول یه عمل بسیار ضابلو انجام دادم...

بهله دیگه....می گم بهت ولی بین خودمون بمونه ها..آبروم در سطح جهان میره ها... پس اول قول بده....قول بده..میسی♥

باشه حالاام چون قول دادی بهت می گم..از اونجایی که بنده کانون می رفتم و در کانون بعد از پایان وقت عمومی دفترچه های عمومی رو جمع نمی کرند و می ذاشتن با اختصاصی ها از آخر جمع می کردن(خصوصا این جامع هاش)بنده ی حقیر فکر کردم سراسری نیز چنین است...بهله دیگه...چشتون روز بد نبینه،بنده مشرف شدم سر جلسه سراسری ..از اونجایی که من بر این امر واقف بودم(به حساب خوده نداشتم)....

هیچی دیگه فک کنم تا تهشو خوندین ....خوب ولی بازم ساکت باشین بذارین خودم بگم و استعدادامو شکوفا کنم..

آها...خوب می گفتم....بله این حوزه ی امتحانی بنده که خیلی.....توجه نکردیا!ببین خیــــلی مسئولین مقیدی داشت..این موضوع رو اعلا م نکردن(همین که:دفترچه های عمومی رو بعد از اتمام وقت عمومی-همون75 دقیقه ی معروف-جمع می کنن)و من با اعتماد به نفس تمام عربی رو طبق برنامه ی قبلی خودم- که  قرار بود،در اختصاصی ها اول شیمی بعد ریاضیات بعد فیزیک و بعد عربی رو جواب بدم-کنار گذاشتم و سر خوش داشتم شیمی می زدم که دیدم یک عدد بنده خدا از پشت به من از خدا بی خبر می گه :خانم دفترچه عمومیتو بده!منم با شاخ های درامده و بغض، به آی چه کنم؟چمچاره کنم افتاده بودم!و به ناچار دفترچمو دادم!(نه یعنی راستش به زور ازم گرفتن!)خدا....آخه بابا این ارجمندان حتی یه بارم به حنجرشون فشار نیاوردند و هیچی نگفته بودند!البته از حق نگذریم تقصیر اطلاعات ناقص خود جناب عالیمم  بود تا حدوده بسیار ناچیزی،که می شد از اشتباه بنده چشم پوشی کرد..ولی بیشترش اونا مقصر بودن!

تقصیرو گردن بنده نندازین که خودش به اندازه کافی کج هست!

خلاصه بنده1 دونه تست عربی روهم نزدم!

نیشتو ببند..ااا..به خودت بخند..سرت میادا..تازشم من خنگ نیستم!خودت خنگی:-/

.

.

.

ها....... بیشترش اونا مقصر بودن!تقس

ولی خیلی زود دوباره اعتماد به نفسم اومد سر حال و 3تایی باهم(خود جناب عالیم،اعتماد به نفس خبیسم که هر چـــی می کشم از دسته اونه و خداجونم)مشغول به کار شدیم..این مخچه ی بنده هم داشت مثه تراکتور کارمیکرد و هی سعی میکرد بگازه و فرصت و زمانو غنیمت بشماره....بنده که از قبل کلـــــی رو شیمی و ریاضیات سرمایه گذاری کرده بودم،که شیمی به تحقق پیوست ولی در ریاضیات سر خورده شدم،با کمال حیرت به بعضی از این سوالات بی جواب و مبهم ریاضیات ذل زده بودم و به کل یادم رفته بود که عربیی در کار بوده،البته از همه جالبتر اینکه خونسرده خونسرد بودم با2شاخه دراز!

خلاصه ان شاا...امسال همه اون رشته باحاله ای که می خوان قبولن،منم روش خدا جون مگه چی میشه؟

(آخه من فقط به عشق هوافضا اومدم ریاضی و کلی تلاش کردم،خداییش ناحقیه اگه قبول نشم!برخلاف اکثر بچه ها ی ریاضی که عشق مهندسی دارن،منظورم مهندسیهایی چون عمران و معماری و....بنده فقط به عشق هوافضا کله پانشدم..پس شماها برین خوش باشین..! 1 ظرفیت خالی شد..من اگه این اعتماد به نفسو نداشتم چه می کردم..به به

 به به...)

خلاصه با تمام این توضیحات و ضایع بازیها فک کنم خدا ام 1ترم به بنده مرخصی بده تا از شرم راحت شه...آخی حیونی من..بهتره که از حالا بخونم واسه ساله دیگه!

ولی در عجبم در تناقض میان کنکور سراسری و آزاد....واقعاکه چقدر اسمش بهش میاد(آزادو میگم)خداییش این تستای بنده خدای آزاد، آزاده آزادن(از7دولت).....

به امید موفقیت روز افزون شما و ما عزیزان......  

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 تیر1388ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط پگاه |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ

دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar