ظهر عاشورا
بزد چنگی گدازان قرص خورشید به روی صورت دشت مشوش
هجوم خون افق را کرد قرمز زمین و آسمان همرنگ آتش
زمین تشنه می نوشید خون را فرات تشنه را بیتاب می کرد
در آن سو طفل در حال شهادت تقاضا از برای آب می کرد
نفیر تیر و ضرباهنگ شمشیر میان خیمه ها بلوا به پا کرد
سراسر آه و خون آلود ظهری به نام ظهر عاشورا به پا کرد
در آن محشر نه مرد و زن نه کودک نه طفلی چند ماهه در امان بود
میان دشت، لبیک شهادت به هرسو بنگری بر هر زبان بود
برفتند آن ابرمردان برحق چرا؟ چون عده ای پیمان شکستند
ولی پیروز هستند آن کسانی که با مولای خود پیمان ببستند.
سروده: نگار خردمند
احتمالا ما دیگه تا بعدکنکورآپ نمی شیم....!
از تمامی شماکاربران عزیز تقاضا می کنم واسه ی ما کنکوری ها دعابفرمایید!
چرا همیشه همین است آسمان و زمین؟
زمان هماره همان و زمین همیشه همین؟
اگر چه پرسش بی پاسخی است،می پرسم:
چرا همیشه چنان و چرا همیشه چنین؟
چرا زمین و زمان بی امان و بی مهرند؟
زمان زمانه ی قهر و زمین زمینه ی کین؟
حدیث آدمی و چرخ آسیاب زمان
حدیث جام بلور است و صخره ی سنگین.
(قیصر امین پور)
به قلم: دختر کهکشان تاریک(درد و دلی میان من و او........
چقــــــدرخوب می شد اگه تموم آدمای دنیای سفالی ما تموم احساسات سبز، زردو حتـــی کبودشون رو می تونستن به زبون خودشون رو کاغذ بیارن!
چقدر خوب می شد اگه تموم آدما توپس کوچه های غریب عاشقی ساعت ها..دقیقه ها و حتی ثانیه ها! بدون شکستن گلدونای بی دفاع جریان پیدا می کردند....
چی می شد اگه آدما خشت محبت رو به آتش نمی کشیدن......!
چی میشد که کلاغ سیاه هم دوست داشتنی بود؛یا گناه کار بخشیدنی؟>>!
و
.
.
.
.
.
اینم از
سروده های پگاه خانوم گل و گلاب:
اندر باب بچه کنکوری ها....
این روزا کارمن شده خوندن و بی حوصله گی
آویزون کتاب شدن،افسردگی و بی کسی
این همه درس خوندن چرا؟..واسه ی کی برای چی؟
وقتی بدونی آخرش بی پولی و آواره گیست!
غصه نخور ای آدمک دنیا به آخر نرسید
تکیه بکن به اون کسی که؛ روح پاکت رو دمید!
تولد خــــــــــــاک
خسبیده بر خاکم ،ازاشک سیرابم
توفیق یک اجبار، کردار ناپاکم
عاشق تر ازمجنون، زیباتر از لیلی
تردید یک عاشق؛ تردید بی مهری
برپای برپایم..پویای پویایم...!
تنهاروم ؟هرگز
ولی تنهای تنهایم
نامت پگاه است و زبانت آریایی ست
تنهاترین دردانه ی مهر بهاری
نازکتر از گلبرگ ناز نو بهاری
عاشق ترین حس لطیف یک اقاقی
تردید احساس قشنگ هورو ماهی
تلفیق رویاء و شفق در کائناتی
رویای سبز باغبان صبح گاهی
شرطه زن بادصبا از راه هستی
نامت پگاه است و زبانت آریایی ست
بابـــــــــــا...... ما با چه اعتماد به نفسی این شعررو سرودیم..؟!خدا داندو خلق خدا ندانند!
غضنفر تو جاده داشته رانندگی می كرده ، یهو میبینه یه كامیون داره از روبروش میاد،میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره. رفیقشو صدا می كنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین.
گر چه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم / دل به امید پیامی که ندادی بستیم.
به علت بارش بي وفايي، جاده عشق لغزنده است، لطفا با محبت حركت كنيد !!!
هی!!!! 3 راه بیشتر نداری:
1 با من باشی
2 با تو باشم
3 توافق کنیم که با هم باشیم
قضنفره ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه کسي درو باز نميکنه با خودش ميگه فکر کنم در خرابه بهتره زنگ بزنم
یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!
در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيدا ست من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز / می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم
روزی که عشق را قسمت کردند پرواز را به تو دادند .... قفس را به من ساز را به تو دادند .... غم را به من و من تشنه ی کویر دشت بارانم ..... مانند طایفه ی خاک می مانم و دشمن طوفان من هر شب این ساز را به بهانه ی تو به صدا در می آورم
روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!
کسی را که دوست داری آزادش بگذار !!! اگر قسمت تو باشد ٬ برمی گردد و گرنه ..... بدان که از اول قسمت تو نبوده است
تک درخت خاطراتم بر لب ساحل نشسته ، گر چه دوری از کنارم یاد تو در دل نشسته.
چندي ست که بيمار وفايت شده ام …… در بستر غم چشم به راهت شده ام …… اين را تو بدان اگر بميرم روزي …… مسئول تويي که من فدايت شده ام
کاش تو چایی بودی و من قندون، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی.
مشترك محترم !!
با سلام
لطفا گوشی خود را خاموش كنيد
چون مي خوايم مخابرات را بشوريم...
صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش
شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری
عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه
اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.
يه مرغه قرص اكس ميخوره اسرائيليها ميگرنش. دليلش رو ميپرسند ميگن: اين مرغه همينطور كه راه ميرفته مدام مي گفته: قدس قدس قدس ...
از غضنفر مي پرسن: بلندترين برج تهرون کدومه؟ مي گه: آزاديه ديگه، معلومه که !!!
دو باره مي پرسن: پس برج ميلاد چي؟
جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين! اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره!
میدونی بنیآدم اعضای یكدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی!
توی زندگی انتخاب دو چیز خیلی سخته:
1- همسر
2- هندوانه
در كوچه هاي عشق دنبال تو مي گشتم / حقيقتش شب بود ترسيدم و برگشتم!
بی تو هرگز...
...
...
...
با تو... مامانم نمی ذاره!
یه نفر داشته برای مردم صحبت می کرده، می گه: اگه سگ بهتون حمله کرد باید این آیه قرآن را بخوانید.
حیف نون می گه: اما خوبه که آدم یک چوب هم با خودش داشته باشه، چون ممکنه همه سگها عربی بلد نباشند!
برام دعا کن می خوام قلبمو عمل کنم. می خوام دریچه قلبم رو ببندم تا تو نتونی ازش بیای بیرون!
زندگی بدون عشق همچون باغ بدون آفتاب است که گل ها در آن مرده اند.
در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی،تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی،گوهر خود را نرن بر سنگ هر ناقابلی،صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود
ادامه مطلب
مجموعه اس ام اس و جملات زیبای عاشقانه که میتوانید آن ها را به دوستان خود هدیه کنید !



Horoscope يا Horoskop نرم افزاری برای پيدا کردن صورت فلکی اشخاص از روی تاريخ تولد شخص می باشد


چیه؟ نکنه فکر کردی فقط خودم و دوست جونام شعر میگیم؟؟!! نــــــــه آقا جون،این طور را ام نی!محضه اطلاع شما دوست عزیز میگم،«ما کلا خانوادمون شاعرن!» حالا زده و، من و مامانم هم شاعره دراومدیم!مشکلیه؟؟
اینه گفتم تا بدنی نمتنی پا روی دمم بذری !
خــــــــــــوب حالا...چیه بهت برخورد؟به دل نــــــــــگیر.
دنیا همینه!گاهی وقتا این وری،گاهی ام اون وری!!
این شعر از داییمه که طی یه اس ام اس برام سند کرد!همون دایی که خانوم و بچه اش(پریسا) تو زلزله فوت شدن.
ای ای... روزگار بی وفا... مگه پریسا چند سا لش بود؟من از خدا شاکیم(تو این یه مورد)که چرا اون چرا اووووووون؟
از اون وقت تا حالا داییم منو پریسا صدا می کنه!پریـسا.....!
ای چی بگم.....از کجاش بگم؟؟از زلزله،از داییم،از زن داییم.از کجا؟؟شما بگین!
یه شب قبل از زلزله پریسا زنگ زده بود خونمون!کلیم خوشحال بود که فرداش(فرادای اون...) قراره داییم بره بم و اونا رو واسه همیشه بیاره مشهد!بیچاره پری که کلـــــــــی ذوق می زد!ولی چی بگم از این چرخ حسود و نامرد که به هیچ کی وفا نکرده!هیچ کـــــــــی
پریسا زنگ زده بود که به باباش بگه به جای فردا، امروز بره دنبالشون(روز قبل از....) انگاری از قضای خدا سر دراورده بود،از اونجایی که دایی بنده کار داشتن،نشد.پریسا هم بیش از این اصرار نکرد....شب عجیبی بود....
فرداشم که....خودتون می دونین دیگه چی شد......
حالا داییم عذاب وجدان داره که ای کاش همون موقع که پری گفته بود می رفت....ای کا ش...ای کاش
فکرشو بکن..تو یه چشم بهم زدن هم بچتو از د ست بدی هم همسرت و،و هم......
خیلی سخته...
من پری رو اندازه ی یه خواهر یه مادر یه دوست یه .......دوست داشتم.هنوزم دوسش دارم و ذره ای از علاقم نسبت بهش کم نشده!هر شب چشامو می بندم و یه فاتحه واسه اون و تمومه رفتگان می فرستم.هر شب با خودم می گم امشب دیگه وقتشه، به خوابم میاد،می دونم که چشم به راهم نمیذاره!ولی اون نمیاد....تا حالا که نیومده!ولی من می دونم که یه روز می بینمش.....یقین دارم....
شما هم واسه ی شادی روح اون و تموم رفتگان یه فاتحه بخونید..
لطـــــــــــفا...لطفـــــــــــــــا...یه وقت تنبلی نکنی!فقط 1 دقیقه وقتت رو می گیره.تو همت کنی می شه!
همین حالا بخون.....
من صدای فاتحتو می شنوما......
ممنونم گلم!
ترا من تا ابد در یاد دارم
ترا من تا ابد در یاد دارم
به وقت بارش اشکم ،
نگاهم هردمی بالاست،
یقین دارم خدا با ماست-
به وقت هر دعا می لرزم از شوق حضورش-
دعایت می کنم در روزهاو شب هایم،خدا،
حافظ تو راست ای گل زیبایم،
دعایم کن که من محتاج آنهایم ،
دعایم کن که من تنهای تنهایم،
دعایم کن که شاید بشکند آخر سکوت سرد شبهایم،
یقین دارم، تورا از عمق قلبم دوست میدارم،
تو را از جان دوست تر دارم،
اجابت کرد خداوندم،دعاهایم-بسی شادم که آخر من تو را دارم.....
(دایی شهرام گلم)
مــــــــــــــــادر
مادرم ای آینه ی پاک خدا ای همیشه زورق لطف و صفا
مظهر پاکی و عشق جاودان ای زلالین مهرو عاری از ریا
تو برایم کعبه ی دوم شدی بعد الله تو برایم یار شدی
مومن روز و شبم، ای نازنین محرم اسرار این قلبم شدی
سروده ی: مامان پروانه ی خودماشتباه از من بود....
بازآ که تنها می شوم بی تو چه رسوا می شوم
رفتم ز پیشت لحظه ای دارم د ل پرغصه ای
ای کاش پیشت بودم غمخوار و یارت بودم
رفتم ز پیشت لحظه ای رفتی زپیشم،رفته ای
حالا که من برگشته ام! بازآ که من گم گشته ام
بازآ که تنها می شوم بی تو چه رسوا می شوم
ترکت نخواهم کرد دگر برگرد چه کردم من مگر؟
سروده:پگاه جـــــــــــــون

این شعررا تقدیم به آن وجودی می کنم
که چندی ست از او دور مانده ام
وجودت را باور دارم ......
تو نیــــز
وجودم را درک کن!
که محتاج تو ام ای
عرش بلند مرتبه ی هستی
اعترافات من
توبا مایی و هرکو در وجودم
تو دریایی و هر سودر حضورم
تو بی همتایی و من هم صغیرم
تو مواجی و من رنگ کویرم
خدایی تو سرشت بی نیازی
توآن مشکل گشای رمز و رازی
تو آن رنگین کمان هفت رنگی
که در امواج ذهنم می درخشی
درخشش از تو است،تا بنده ای تو
پری قصه و افسانه ای تو
که دانیم تو وجودی بی نظیری
که انسان ها ی نیکو می پذیری
ازاین پس سعی کنم جاوید بمانم
در اوج آسمان ها تک بمانم
سروده:پگاه
ریسمانی از جنس هوا
گره ی آسمان را بگشای...؟!
با دستان کوچک و پرتوانت..
بازهم به سوی تو خواهم آمد
با سبدی از یا س و ستاره های رنگارنگ
از:پگی جون
بهانه
چندی پیش با خود جنگ کردم
با نفس خود و خدای خود قهر کردم
برشبنم و یا س و گل میخک
چنگی زدم و صبر کردم
چون تو آمدی دوباره پیشم
من شبنم و یا س و میخک و رنگ کردم
سروده:پگاه
تقدیم به تـــــــــو ای بی وفا
که یادم نکردی!
دوستت دارمღ♥ღ
اگرچه یقین دارم! که تــــــــو
یادم نکردی
اکسیرعشق
چه زود آمدی و زود رفتی زدستم
چه زود عاشق شدم و دیوانه گشتم
چه زود فهمیدم که این قاصدک پرید
چه زود تنفست درون دلم دمید
چه زود آمدم و چه زود می روم
عاشق نبودی تو،ولی عاشق می روم
عشقم نشان ندادم به رخصاراو
عاشق نبود،ولی عاشق تر می روم
من چه نا خواسته پا نهادم تورا
تو چه ناخواسته ترک کرده ای مرا
من هرشبم درماه می دیدم تورا
توهرشبت ماه را چنگ می زدی!چرا؟
عاشق گشتم و عاشق ترم می روم
عاشق نبودی مرا،ولی عاشق شدم تورا
سروده ی:پگاه



